معنی بلمون
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) یونانی ساذج است. (از الفاظالادویة). فرفخ. (مخزن الادویة). عرفج. (تحفهٔ حکیم مؤمن). ساذج صحرایی است و آن برگی باشد دوائی مانند برگ گردکان و آنرا به عربی عرفج بری خوانند. (برهان).
کلمات همقافیه با «بلمون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر