معنی بلقة
6 بازدید
[ بُ قَ ] (ع اِ) پیسگی. (منتهی الارب). سیاهی و سپیدی. (از اقرب الموارد). بَلَق. و رجوع به بلق شود. || (ص) مختلف اللون و رنگارنگ. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بلقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر