معنی بلغار اندرونی
6 بازدید
[ بُ رِ اَ دَ ] (اِخ) مشرق وی مِروات است و جنوب وی دریای گزر است و مغرب وی صقلاب است و شمال وی کوه روس است. و این ناحیتی است که اندر وی هیچ شهری نیست، و مردمانی دلیرند و جنگی و باهیبت، و طبع ایشان به آن ترکانی ماند که به ناحیت خزر نزدیک اند، و ایشان را با همهٔ روسیان جنگ است و با همه که از گرد ویست بازرگانی کنند و خداوندان گوسپندان و سلاح و آلات حرب اند. (حدود العالم). و رجوع به بلغار شود.
کلمات همقافیه با «بلغار اندرونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر