معنی بلغاء
3 بازدید
[ بُ لَ ] (ع ص) جِ بَلیغ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). شیواسخنان. چیره زبانان. زبان آوران. سخنگزاران. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به بلیغ شود. - بلغاء عشرهٔ ناس؛ عبداللََّه بن المقفع، عمارةبن حمزة، حجربن محمد، محمدبن حجر، انس بن أبی شیخ، سالم، مسعدة، هریر، عبدالجباربن عدی، احمدبن یوسف الکاتب. (الفهرست ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «بلغاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر