معنی بلعنده
5 بازدید
[ بَ عَ دَ / دِ ] (نف) آنکه غذا در حلق فروکند. به حلق فروبرنده. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بلعنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر