معنی بلعمان
5 بازدید
[ بَ عَ ] (اِخ) قریه ای است از قرای مرو و گروهی ابوالفضل بلعمی را بدانجا منسوب دانسته اند. (از الانساب سمعانی). و رجوع به بلعم و ابوالفضل بلعمی شود.
کلمات همقافیه با «بلعمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر