معنی بلشک
6 بازدید
[ بُ لُ ] (اِ) بلسک، و آن چوبی یا سیخ گنده باشد که بدان بریان در تنور آویزند. (برهان). رجوع به بلسک شود.
کلمات همقافیه با «بلشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر