معنی بلذم
5 بازدید
[ بَ ذَ ] (ع اِ) آنچه جنبان باشد از حلقوم اسب، لغتی است در بلدم. (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به بلدم شود. || مری و حلقوم و ودج ها که رگی هستند در گردن. (از ذیل اقرب الموارد). || (ص) شخص بلید و کندذهن. (از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «بلذم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذم» برای سرودن شعر