معنی واژه بلدیه
7 بازدید
[ بَ لَ دی یَ / یِ ] (ص نسبی) بلدیة. تأنیث بلدی. (فرهنگ فارسی معین). - امور بلدیه. || (اِ) مؤسسه ای در هر شهر که به کار نظافت و خوبی آب و نان و چراغ و سوخت و خواربار و صحت نظر دارد. (یادداشت مرحوم دهخدا). شهرداری. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به شهرداری شود.[ بَ لَ دی یَ ] (اِخ) دهی از دهستان باوی، بخش مرکزی شهرستان اهواز. سکنهٔ آن ۱۰۰ تن. آب آن از چاه و محصول آن غلات است. ساکنان این ده از طایفهٔ حوشیه هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).