معنی بلدی

معنی واژه بلدی

20 بازدید
[ بَ لَ ] (ص نسبی) منسوب به بلد. شهری. (دهار) (ناظم الاطباء). شهری و مربوط به شهر. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به بلد شود.
[ بَ ] (ص نسبی) منسوب به بلد که نام شهر مروالرود است و ابومحمدبن ابی علی حسن بن محمد از مشایخ قرن ششم بدان نسبت دارد. (از معجم البلدان). || منسوب به بلدالکرج، که ابودلف آن را بساخت. (از اللباب فی تهذیب الانساب). منسوب به بلد که نام شهر کرج بوده است و علی بن ابراهیم بن عبداللََّه محدث بدان نسبت دارد. (از معجم البلدان). || منسوب به بلد که شهری بوده است به دجله، و علی بن محمدبن عبدالواحدبن اسماعیل محدث قرن پنجم هجری، و محمدبن زیادبن فروه محدث قرن چهارم هجری و محمدبن عمربن عیسی بن یحیی محدث قرن چهارم هجری بدان نسبت دارند. (از معجم البلدان). || منسوب به بلدالحطب، که شهری بوده است در نزدیکی موصل. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
[ بَ ] (ص نسبی) منسوب به بلدة، که شهری است در اندلس. (ناظم الاطباء). و رجوع به بلدة شود.
[ بَ ] (اِخ) لقب ابوعثمان سعیدبن محمدبن سید ابیه بن یعقوب اموی بلدی است. وی از صوفیان زاهد بود، بسال ۳۲۸ هـ . ق. متولد شد و در سال ۳۵۰ هـ . ق. به مشرق سفر کرد و بسال ۳۵۱ هـ . ق. وارد مکه شد. بلدی در سال ۳۹۷ هـ . ق. درگذشته است. (از معجم البلدان).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید