معنی بلخش
6 بازدید
[ بَ خَ ] (ع اِ) معرب بدخش، یا صورتی و تلفظی از آن. لعل. (از فرهنگ فارسی معین). لعل بدخشی. (یادداشت مرحوم دهخدا). گوهری است که از بلخشان آورند و آن شهری است در سرزمین ترکان. (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به بدخش و صبح الاعشی ج ۲ ص ۹۹ شود.
کلمات همقافیه با «بلخش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خش» برای سرودن شعر