معنی بلخان

معنی واژه بلخان

3 بازدید
[ بَ ] (اِخ) نام دو رشته کوه است در شمال شرقی ایران میان خراسان و ترکستان شوروی و در شرق دریای خزر، که از مشرق به مغرب کشیده شده است و بنام بلخان کبیر و بلخان صغیر نامیده میشود. ظاهراً نام بلخان را ترکها به اروپا برده به کوههای بالکان و شبه جزیرهٔ بالکان اطلاق کردند. (از فرهنگ فارسی معین و دایرة المعارف فارسی): سلطان ماضی ایشان را به بلخان کوه انداخته بود. (تاریخ بیهقی ص ۶۲). بازنگردند از دم خصمان تا آنگاه که در کوه بلخان گریزند. (تاریخ بیهقی ص ۴۴۹). به خوارزم و بلخان کوه نزدیک باشیم. (تاریخ بیهقی ص ۴۵۲).
[ بَ ] (اِخ) نام دو رشته کوه است در شمال شرقی ایران میان خراسان و ترکستان شوروی و در شرق دریای خزر، که از مشرق به مغرب کشیده شده است و بنام بلخان کبیر و بلخان صغیر نامیده میشود. ظاهراً نام بلخان را ترکها به اروپا برده به کوههای بالکان و شبه جزیرهٔ بالکان اطلاق کردند. (از فرهنگ فارسی معین و دایرة المعارف فارسی): سلطان ماضی ایشان را به بلخان کوه انداخته بود. (تاریخ بیهقی ص ۶۲). بازنگردند از دم خصمان تا آنگاه که در کوه بلخان گریزند. (تاریخ بیهقی ص ۴۴۹). به خوارزم و بلخان کوه نزدیک باشیم. (تاریخ بیهقی ص ۴۵۲).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید