معنی بلحیات
6 بازدید
[ بَ لَ حی یا ] (ع اِ) جِ بَلحیّة. قلاده ها و گردن بندها که از بلح سازند. (از ذیل اقرب الموارد از لسان). || عطرهای گوناگون که در آنها بلح (غورهٔ خرما) آمیزند. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به بلحیة شود.
کلمات همقافیه با «بلحیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر