معنی واژه بلبوس
3 بازدید
[ بَ ] (اِ) نوعی از پیاز صحرایی باشد و آنرا به عربی بصل الزیز و بصل الذئب خوانند. (از برهان) (از آنندراج). بصل الزیز، و گویند پیاز تلخ. (از الفاظالادویة). بعضی گفته اند زیزی است و بعضی گفته اند تلخ پیاز است، درجمله پیازی است که بخورند، برگ او همچون برگ گندنا است آنکه شکوفهٔ او همچون بنفشه است. (از ذخیرهٔ خوارزمشاهی در قراباذین). لغت یونانی است و به فارسی زیز و تلخه پیاز نامند و به عربی بصل الذئب، و آن مثل پیاز توبرتو نیست، بلکه مثل یک دانهٔ سیر، و پوست او سیاه و منتسج و برگش مثل برگ پیاز و عریضتر از آن و در طعم و بوی شبیه به پیاز، و به ترکی داغ سوغانی، و در لرستان نرم طرم نامند. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). موسیر. (فرهنگ فارسی معین). بصل برّی. بلیسا. || نوعی از خشخاش که آنرا خشخاش زبدی گویند. (از برهان) (از آنندراج).