معنی بلبرسیده
5 بازدید
[ بِ لَ / رِ / رَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) (از: ب +لب +رسیده) رسیده به لب، و صفت جان است یعنی نیمه جان و جانی که در شرف بیرون رفتن از کالبد است : که جان بلب رسیدهٔ وصال را که در بحران هجران مانده است تسکین دهد. (سندبادنامه ص ۱۸۴). و رجوع به لب و رسیدن در ردیفهای خود شود.
کلمات همقافیه با «بلبرسیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر