معنی بلبانی
7 بازدید
[ بَ لَ ] (ص نسبی) آنکه بلبان بنوازد. (از آنندراج): شوخ بلبانی که چو شیرینی جانی کان شکر و قند ملاحت به لبانی. سیفی (از آنندراج). || سازندهٔ بلبان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بلبانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر