معنی واژه بلبان
4 بازدید
[ بَ لَ ] (اِ) نام سازی که به اشتراک لب و دست می نوازند و بهمین سبب آن را به هندی منه چنگ گویند. (از غیاث اللغات) (از آنندراج). قسمی ساز که با لبها آن را نوازند. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به بالابان شود: آزاده شود جان من بیدل ازین غم هرگه بلبان را به لبانت برسانی.سیفی. || برخی آنرا به معنی انغوزه دانند. (از غیاث اللغات) (از آنندراج).[ ] (اِخ) ابن محمد المنصور، از شاهان ارمینیه در قرن هفتم هـ . ق. رجوع به عزالدین(بلبان...) شود.