معنی بلاوارث
6 بازدید
[ بِ رِ ] (ع ص مرکب) (از: ب + لا(نفی) +وارث) بی وارث. بدون وارث. کسی که وارثی ندارد. (فرهنگ فارسی معین). بلاعقب.
کلمات همقافیه با «بلاوارث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رث» برای سرودن شعر