معنی واژه بلالیق
3 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) جِ بَلّوق. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). زمین که هیچ نرویاند. (آنندراج). رجوع به بلوق شود. || جِ بلّوقة. (اقرب الموارد). رجوع به بلوقة شود.[ بَ ] (اِخ) جایگاهی است مابین تَکریت و موصل، و آنرا بلالیج نیز گویند. (از معجم البلدان). || و نیز بلالیق نام جایگاهی است از نواحی یمامه و در آنجا نخل و باغ است. (از معجم البلدان).