معنی واژه بلاقید
5 بازدید
[ بِ قَ / قِ ] (از ع، ق مرکب) (از: ب +لا(نفی) +قید) بدون قید. بدون قید و شرط. (فرهنگ فارسی معین). مطلقاً: در نسخه ای که بر رسومات نوشته اند رسوم را در تحت امیر آخورباشی مجملاً - بلاقید «جلو» و «صحرا» - تفصیل داده اند. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۵۴).