معنی بلاعوض
4 بازدید
[ بِ عِ وَ ] (ع ص مرکب، ق مرکب) (از: ب +لا (نفی) +عوض) بی عوض. بدون بدل. (فرهنگ فارسی معین). رایگان. مفت. مجان. مجاناً. دادن چیزی بی آنکه چیزی در برابر گرفته شود.
کلمات همقافیه با «بلاعوض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وض» برای سرودن شعر