معنی بلاشک
8 بازدید
[ بِ شَ ک ک ] (ع ق مرکب) (از: ب +لا (نفی) +شک) بدون شک. بی تردید. بدون شبهه. (فرهنگ فارسی معین). بی گمان. بی شبهه. قطعاً: این تفسیر بلاشک موافق و مناسب این نام نیست. (تاریخ قم ص ۶۳).
کلمات همقافیه با «بلاشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر