معنی بلاشرط
6 بازدید
[ بِ شَ ] (ع ق مرکب) (از: ب + لا (نفی)+ شرط). بدون شرط. بطور مطلق. (فرهنگ فارسی معین). بی قید و شرط. دربست. بی هیچ قید و شرط.
کلمات همقافیه با «بلاشرط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رط» برای سرودن شعر