معنی بلار
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) آذربویه، وآن بیخ خاریست که آن را اشنان خوانند. (از الفاظ الادویة) (از برهان) (از آنندراج) (از هفت قلزم). ارطنیثا. (فهرست مخزن الادویة). آذربویه، که گیاهی است. (از فرهنگ فارسی معین). بلال. اشنان. رجوع به آذربویه شود.[ بَ لْ لا ] (اِ) بلور. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). رجوع به بلور شود.
کلمات همقافیه با «بلار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر