معنی بلادرنگ
6 بازدید
[ بِ دِ رَ ] (ق مرکب) (از: ب + لا (نفی) +درنگ) بی درنگ. بی تأخیر. فوراً. بدون وقفه. دردم. توضیح اینکه این ترکیب عربی و فارسی، فصیح نیست. (از فرهنگ فارسی معین). و رجوع به بلا شود.
کلمات همقافیه با «بلادرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر