معنی بلاتصور
4 بازدید
[ بِ تَ صَ وْ وُ ] (ع ق مرکب) (از: ب+ لا (نفی) +تصور) بدون تصور. بی اندیشه. (فرهنگ فارسی معین). - تصدیق بلاتصور؛ تصدیق و شهادتی که از روی اندیشه و فکر نباشد.
کلمات همقافیه با «بلاتصور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر