معنی بلاتحاشی
4 بازدید
[ بِ تَ ] (ع ق مرکب) (از: ب+ لا (نفی) +تحاشی) بی اجتناب. بی یکسو شدن. و به فتح شین و الف آخر [ تَ شا ] خواندن تصرف فارسیان است چنانکه تمنی را تمنا نویسند و می خوانند. (از غیاث اللغات). بی دوری جستن.
کلمات همقافیه با «بلاتحاشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر