معنی بلاتأخیر
4 بازدید
[ بِ تَ ءْ ] (ع ق مرکب) (از: ب + لا (نفی) +تأخیر) بدون تأخیر. بیدرنگ. فوراً. (فرهنگ فارسی معین). دردم. بی هیچ درنگ : هرکس در هرجا بقتل یکی از اعیان استاجلو قدرت یافت بلاتأخیر بدان مبادرت مینمود. (تاریخ عالم آرا چ امیرکبیر ص ۲۵). و رجوع به تأخیر شود.
کلمات همقافیه با «بلاتأخیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر