معنی بلابرهان
4 بازدید
[ بِ بُ ] (ع ق مرکب) (از: ب + لا (نفی) +برهان) بدون برهان. بی برهان. بدون دلیل. بی حجت : سپهر با تو به رفعت برابری نکند که شرمسار شود مدعی بلابرهان.سعدی.
کلمات همقافیه با «بلابرهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر