معنی بلأز
6 بازدید
[ بَ ءَ ] (ع ص، اِ) بُلأز. مرد کوتاه. (منتهی الارب). قصیر. (ذیل اقرب الموارد از قاموس). || کودک سطبر سخت. (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد از قاموس). || شیطان. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد از قاموس). ابلیس. عزازیل. شیخ نجدی. ابومرة. ابولبینی. ابوخلاف. خناس. ابوالعیزار. دیو.
کلمات همقافیه با «بلأز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أز» برای سرودن شعر