معنی بقی
9 بازدید
[ بَ قْ یْ ] (ع مص) انتظار کشیدن کسی را و نگریستن به سوی وی، واوی و یایی است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). و فی الحدیث : بقینا رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و سلم؛ ای انتظرناه. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).[ بَ قا ] (ع مص) بقاء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به بقاء شود.[ بَ ] (اِخ) بقی بن مخلد حافظ اندلسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به ابوعبدالرحمن بقی بن مخلد اندلسی قرطبی شود.
کلمات همقافیه با «بقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر