معنی بقلم دادن
6 بازدید
[ بِ قَ لَ دَ ] (مص مرکب)بقلم گرفتن. کنایه از نوشتن. (آنندراج): داد سیم و زر خود نرگس شهلا بقلم پیش چشم تو که غارتگر این بسیار است. شفیع اثر (از آنندراج). و رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۳۶۰ شود.
کلمات همقافیه با «بقلم دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر