معنی بقس
5 بازدید
[ بَ قَ ] (ع اِ) درختی است که برگ و دانه آن به برگ و دانهٔ مورد ماند یا درخت شمشاد است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). گز مازک. (فرهنگ فارسی معین). بقش یا بقسیس. (ابن بیطار). از بقسین و یا بقسلون یونانی است و اهل شام شمشار و بفارسی شمشاد نامند و آن درختی است عظیم، برگ آن مانند برگ انار و مورد و از آن کوچکتر و سبزتر و ساق آن سفید و صلب و چون خشک شود مایل بزردی گردد و از آن قاشق و عصا و متکی و شانه و غیرها سازند، بسبب نرمی و صافی آن ورقهای نازک مانند کاغذ نیز میسازند و بر آن قرآن و کتاب مینویسند و شاخه های آن پریشان و خزان نمیکند و گل آن سفید و با عطریت بسیار و تخم آن سیاه مانند حب الآس و فلفل است. (از مخزن الادویه). و رجوع به درختان جنگلی ایران ثابتی چ ۱۳۲۶ دانشگاه طهران ص ۱۶۶ و تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ص ۸۳ و نشوءاللغة ص ۴۹، ۹۶ شود.
کلمات همقافیه با «بقس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قس» برای سرودن شعر