معنی بقرالوحش
5 بازدید
[ بَ قَ رُلْ وَ ] (ع اِ مرکب) رَمَک. (یادداشت مؤلف). گاو کوهی. (یادداشت مؤلف). بقرالوحش و بقرالوحشی : مها (گاو دشتی)، ایل (بز نر)، یحمور (گورخر)، ثیتل (نوعی گاو دشتی)، وعل (بز کوهی). (از اقرب الموارد). و رجوع به صبح الاعشی ج ۲ ص ۴۴ و بقرالوحش در ترکیبات بقر شود.
کلمات همقافیه با «بقرالوحش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حش» برای سرودن شعر