معنی بغنج
5 بازدید
[ بُ غُ ] (اِ) تخم گشنیز. (ناظم الاطباء).[ ] (ع اِ) فروشندگانی که تعارف بسیار کنند و در برابر قیمت پیشنهاد شده مدتها مقاومت میکنند. (از دزی ج ۱ ص ۱۰۱).
کلمات همقافیه با «بغنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر