معنی بغضاء
4 بازدید
[ بَ ] (ع اِمص) بمعنی بغضه، دشمنی سخت است. (منتهی الارب) (ترجمان علامه جرجانی ص ۲۷) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). عداوت سخت. (غیاث) (آنندراج). عداوت و دشمنی سخت. (فرهنگ نظام). دشمنی. بغض. خصومت. دشمنانگی. کین. کینه.
کلمات همقافیه با «بغضاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر