معنی بغستان
6 بازدید
[ بَ غِ ] (اِ مرکب) فغستان. بهستان. بیستون. بیت الاصنام. (مفاتیح ص ۷۴). مرکب از بغ +ستان (ادات مکان). همین کلمه است که بهستان و بیستون شده. (از حاشیهٔ برهان چ معین). بمعنی جایگاه خدایان بوده است، زیرا در عهد هخامنشی و تا چند قرن بعد بغ، نام پروردگار عالم بوده است. (سبک شناسی بهار ج ۱ ص ۳۱). خانهٔ خدا. خانهٔ بتان. بتخانه. رجوع به هریک از کلمات مذکور در جای خود و به بغ، بهستان، بیستون، مزدیسنا و ادب پارسی، یشتها و فرهنگ ایران باستان شود.
کلمات همقافیه با «بغستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر