معنی بغرمه
6 بازدید
[ بَ غَ مَ ] (ع اِ) غل آهنین که بگردن محکومین می بستند و آنرا به تیر می بستند و در معرض انظار میگذاشتند. (از دزی ج ۱ ص ۱۰۱).
کلمات همقافیه با «بغرمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر