معنی بغراس
5 بازدید
[ بَ ] (اِخ) از بلاد شام است. گمان میکنم در ساحل واقع شده. (سمعانی) (اللباب). شهری است بدامنهٔ کوه لکام و آن شهر مسلمةبن عبدالملک است. نام شهری است بنا کردهٔ مسلمةبن عبدالملک بدامن کوه لکام است. (آنندراج). نام جایی که تقریباً دوازده میل تا انطاکیه فاصله دارد و دارای قلعهٔ مرتفع و چشمه سارها و اشجار و بساتین است. (ناظم الاطباء). شهری است [ بشام ] اندر کوهها و اندر وی سرایی است که زبیده کرده است وقفهای بسیار برآنجا کرده که هر که بدین شهر رسد بدین سرای فرود آید و او را میهمانی کنند. (حدود العالم). از انطاکیه بدژ بغراس رفتم که دژی است مستحکم دارای کشتزارها و باغها... بغراس بسبب وسعت و خرمی چراگاه ترکمنان میباشد. (ترجمهٔ سفرنامهٔ ابن بطوطه چ ۱۳۳۷ هـ . ش. بنگاه ترجمه ص ۶۴).
کلمات همقافیه با «بغراس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر