معنی بغتاغ
5 بازدید
[ بَ ] (اِ) بغطاق. (رشیدی). کلاه : و سر قویتی بیکی او را چنانک رسم معهود است با نصایح و تسلی جامه و بغتاغ فرستاد. (جهانگشای جوینی). و رجوع به بغطاق شود.
کلمات همقافیه با «بغتاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر