معنی بغت
4 بازدید
[ بَ ] (ع ق) ناگاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بَغتَة. بَغتَةً. (منتهی الارب). و رجوع به دو کلمهٔ مذکور شود.[ بَ ] (ع مص) ناگاه آمدن کسی را. (منتهی الارب) (از آنندراج). ناگاه درآمدن کسی را. (از ناظم الاطباء). || مرگ ناگهان کسی را فرا گرفتن. ناگهان مردن و فعل آن بصورت مجهول آید. (از دزی ج ۱ ص ۱۰۱).
کلمات همقافیه با «بغت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غت» برای سرودن شعر