معنی بغبنج
6 بازدید
[ ] (اِ) ماری باشد که در باغها گردد و هیچ گزند نکند. (معیار جمالی). رجوع به بفبنج شود: دعا و مدح او را حرز خود ساز که افعی با تو باشد کم ز بغبنج. شمس فخری.
کلمات همقافیه با «بغبنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر