معنی بغبغة
7 بازدید
[ بَ بَ غَ ] (ع اِ صوت) حکایت نوعی از هدیر شتر. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (متن اللغة).[ بَ بَ غَ ] (ع مص) خرخر کردن خفته. (ناظم الاطباء). خرخر کردن در خواب. (آنندراج) (منتهی الارب) (متن اللغة). || پا سپر کردن و وطی نمودن. (از منتهی الارب). || آمیختن سخن و جز آن را. (ناظم الاطباء).[ بُ بُ غَ ] (اِخ) زمینی است بمدینه. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب). || چشمه ای است بسیار آب و نخل مر آل آن حضرت را (ص). (منتهی الارب). چشمه ای بسیارآب و دارای نخلهای زیاد که متعلق به آل آن حضرت صلی اللََّه علیه و آله میباشد. (ناظم الاطباء) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بغبغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر