معنی بغایی
6 بازدید
[ بَ ] (حامص) بغا بودن. هیزی. حیزی : نه هم آن مردمان چنین گویند که بغایی طریق ما باشد. مسعودسعد (دیوان چ ۱ ص ۱۰۹).[ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان میان ولایت بخش حومهٔ شهرستان مشهد. سکنه ۲۹۱ تن. آب از قنات. محصول آنجا غلات چغندر، بن شن. شغل اهالی آن زراعت و مالداری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «بغایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر