معنی بعینها
7 بازدید
[ بِ عَ نِ ] (ع ق مرکب) بعینه. عیناً. رجوع به بعینه شود: فتح و ظفر ما را بوده لشکر اعدا مقهور و مکسور شوند و حال بعینها همان بود مگر آنکه شهزاده زود بصلح درآید و راضی شد. (تاریخ غازانی چ ۱۳۵۸ هـ . ق. انگلستان ص ۶۳).
کلمات همقافیه با «بعینها»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ها» برای سرودن شعر