معنی بعی
6 بازدید
[ بَ عْ یْ ] (ع مص) بعو. رجوع به بعو شود. || بعی الغنم؛ آوای گوسفند. (دزی ج ۱ ص ۱۰۰). رجوع به بع بع شود.
کلمات همقافیه با «بعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر