معنی بعولة
6 بازدید
[ بُ لَ ] (ع اِ) جِ بَعْل. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (ترجمان علامه جرجانی ص ۲۷) (ناظم الاطباء). رجوع به بعل شود.[ بُ لَ ] (ع مص) شوهر گردیدن مرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شوهر گردیدن. (آنندراج). و رجوع به همین متن شود. || سرکشی نمودن از کسی : بعل علیه. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بعولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر