معنی بعمد
7 بازدید
[ بِ عَ ] (ق مرکب) ارادی. بمیل. تعمداً. بعمدا. عمداً. (یادداشت لغت نامه).
کلمات همقافیه با «بعمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر