معنی بعلبک

معنی بعلبک

5 بازدید
[ بِ لَ بَ ک ک / بَ عَ لَ بَ ک ک ] (اِخ) شهری است بشام. (از منتهی الارب) (از آنندراج). مرکب از دو کلمهٔ بعل و بک است. بعل اسم صنمی است و بک نام مردی است که این شهر را بنیان نهاده و بنام وی خوانده شده و نسبت بدان بعلی یا بکی است. نام شهر مشهوری است بشام و آن مرکب مزجی است جزء اول آن مبنی و جزء دوم آن معرب غیر منصرف است. (از اقرب الموارد). شهری در شام که تا دمشق ۹۰ هزار گز مساحت دارد و دارای هشت هزار تن جمعیت است. این همان شهری است که در قدیم هلیوپولیس نامیده میشد و دارای خرابه ها و آثار عتیق میباشد و گفته اند بعلبک مرکب است از دو کلمه، یکی بعل نام بت و دیگر بک، نام مردی که بانی این شهر بوده و آنرا به اسم بت خویش نام نهاد و در نسبت به این شهر بعلی و بکی هر دو گویند. (ناظم الاطباء). نام شهری است بشام که قوم الیاس علیه السلام در آنجا بعل نام بت را می پرستیدند. (غیاث) (آنندراج). شهری است در لبنان که دارای آثار و خرابه های عظیمی است نام آن بیونانی هلیوپلیس چون مقر پرستش خورشید بود و معبد ژوپیتر و هلیوپلیس را یکی از جبابره در آن بنیاد نهاد. این بنا که دارای آثار هنری بسیار بود قریب دویست و شصت سال یعنی : از روزگار اوگوست تا عهد کار کرلا برپا بود که اکنون از آثار اصلی آن ستونهای ششگانهٔ معروف بجای مانده است. معبد دیگری نیز برای خدای باخوس در آن بنیان نهاد. <۵۳۰۶۴۰۰۴۰۱۴۸۸۳۰۱>... این شهر از مستعمرات دولت روم بود که مسلمانان بسال ۱۴ هـ . ق. آنرا گشودند. سپس در روزگار امویان از رونق آن کاسته شد و امیر تیمور بسال ۸۰۳ هـ . ق. آنرا غارت کرد. در سال ۱۹۲۲ م. سلطان سلیم اول عثمانی بر آن استیلا یافت. سپس از مستعمرات دولت فرانسه گردید و اکنون از شهرهای کشور مستقل لبنان است و جمعیت آن برحسب اعلام المنجد هشت هزار تن است. اراضی این شهر در نهایت آبادانی است و دارای نهرهای بزرگی است که از آنجمله نهر لیطانی است و محصولات عمدهٔ آن انواع حبوب و حریر و میوه است و دارای برخی صنایع ساده نیز هست. (از اعلام المنجد و منجم العمران باختصار). شهری است بشام بسیارنعمت و بر بر کوه نهاده است. (حدود العالم): در جامع بعلبک کلمه ای چند بطریق وعظ... (سعدی).و رجوع به حبیب السیر و لغات تاریخیه و جغرافیه و معجم البلدان و ابن بطوطه و نزهةالقلوب و جوالیقی و قاموس کتاب مقدس شود.

کلمات هم‌قافیه با «بعلبک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید