معنی بعقل آمدن
6 بازدید
[ بِ عَ مَ دَ ] (مص مرکب) عاقل شدن. هوشیار شدن : آنچنان مستی مباش ای بی خرد که بعقل آید پشیمانی خورد. بلکه زآن مستان که چون می میخورند عقلهای پخته حسرت می برند.مولوی.
کلمات همقافیه با «بعقل آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر